مدارس کیفی

کودکان شاد، دانش آموزان بهتری هستند و در فرایند رشد، افراد مستقل و مسئولی بار می آیند.

ویلیام گلسر (بنیان گذار تئوری انتخاب)

 

اصطلاح “مدرسه کیفی گلسری ” به مدرسه­ ای اطلاق می­شود که از اصول “تئوری انتخاب” تبعیت می­کند. کارکنان این مدرسه بر این باورند که کنترل کردن رفتار دیگران ناممکن است و انسان تنها می­تواند رفتار خودش را کنترل کند. آنها معتقدند اگر خواهان تأثیرگزاری بر دیگران باشیم  ضروری است که روابط رضایت­بخشی با آنها برقرار کنیم و برای مدرسه­ خود محیطی مطلوب فراهم آوریم.

از آنجا که نخستین وظیفه معلم­ ها تأثیرگزاری ­ست، رابطه خوب میان آنها و دانش ­آموزان برای این تاثیر گذاری ضروری است. مدرسه، کارکنان آن، موضوعات درسی، محیط و فرهنگ عمومی حاکم باید برای تمام کسانی که در امر آموزشی فعال­اند ارضاکننده­ ی نیازهایشان باشد؛ و این یعنی بهبود کیفیت کار دانش ­آموزان و تدریس.

گلسر معتقد است بیشتر مدارس ما، اگر نگوییم تمامشان، از اینکه محیط رضایت­بخشی برای کارکنان و دانش­آموزان باشند بسیار فاصله گرفته ­اند. او می­نویسد که روش سنتی اداره مدارس “آنقدر برای دانش­آموزان و معلم­ها نامطلوب است که هرروزه تعداد بیشتری از دانش­ آموزان عملاً از مدرسه رفتن اجتناب می­کنند و این ترک تحصیل به حساب مشکلات انضباطی گذاشته می­شود. به تبع آن ذهن مدیران و مسئولین مدارس به این فکر اشتباه سوق داده می­شود که مشکلات انضباطی، یا همان تحصیل نامطلوب، عامل افت موفقیت آنهاست.”

 

گلسر در مقابل “مدرسه کیفی”  را چنین تعریف می­کند:

ما یک مدرسه  انسان­دوستانه را اداره می­کنیم که در آن مهارت و دانش مفید را آموزش می­دهیم، برای همه امکان پیشرفت در آنچه انجام می­دهند و در نتیجه موفق شدن در آن را فراهم می­کنیم، با همه دانش­آموزان با مهربانی و گرمی رفتار می­کنیم، به آنها می­آموزیم که با هم کار کنند و در این زمینه تشویقشان می­کنیم، در عمل نشان می دهیم که به آنچه انجام می­دهیم آگاهیم و باور داریم این روش هم برای آنها و هم برای ما بهتر است و تمام تلاشمان را می­کنیم تا آنها را به انجام کار کیفی ترغیب کنیم. در این مدرسه هیچکس مردود نمی­شود؛ هر دانش­ آموزی که تلاش­گر باشد در نهایت به موفقیت دست می­یابد. ما لذت و  تفریح  را به عنوان یک نیاز اساسی به رسمیت می­شناسیم و برآنیم به دانش­آموزان کمک کنیم از آنچه هرروزه انجام می­دهند تا جای ممکن  حداکثر لذت را ببرند. همچنین در مدرسه فعالیت­های سرگرم کننده طراحی می­کنیم. با همکاری دانش ­آموزان مقررات مورد نیاز را با توافق همه وضع می­کنیم  و مقرراتی که کارایی ندارند را تغییر می­دهیم.

 

دستیابی به مدرسه کیفی چقدر اهمیت دارد؟

گلسر در سال ۱۹۶۹ در کتاب مدارس بدون شکست چنین اظهار می کند: “تا زمانی که نتوانیم مدارسی فراهم کنیم که بچه­ ها در آنها با استفاده منطقی از قابلیت­هایشان به موفقیت دست یابند، در راستای حل مشکلات عمده کشور کاری نکرده­ ایم و نتیجه چیزی نخواهد بود جز آشوب­های اجتماعی بیشتر، زندانی­های بیشمارتر، بیماران روانی افزون­تر، و به دلیل احساس ناکارآمدی و تنبلی، نیاز بیشتر افراد به مشاوره و حمایت­های اجتماعی.”

یکی از اهداف اصلی “مدرسه کیفی” آن است که به جوانان کمک کند تا موفقیت را بشناسند.  فضای دوستانه­ای که گلسر از آن حمایت می­کند تنها یک پوشش جذاب بر پیکر تحصیلات رسمی نیست بلکه نیازی اساسی در جهت تحقق یادگیری است.

 

آیا تبدیل شدن به “مدرسه کیفی گلسری ” دشوار است؟

بله. در قیاس با کار بر اساس سیستم کنترل بیرونی، این تغییر و گذار  پروژه ­ای پرچالش اما بسیار مؤثر و پرثمر خواهد بود.

آموزش، فرآیندی است که در آن ما کشف می‌کنیم که یادگیری به زندگیِ ما کیفیت می بخشد. (دکتر ویلیام گلسر)

 

منطق زیربنایی

توانایی یادگیری از لحظة تولد تا زمان مرگ مهم ترین عاملی است که انسان را از موجودات زنده دیگر جدا می‌کند.

بزرگ‌ترین هدف مدرسه، شناسایی، تقویت و مدیریتِ این توانایی است. در مدرسه کیفی گلسری از سالِ دوم در بیشتر موارد، این حس کنجکاویِ طبیعی دانش آموزان، مورد حمایت همه جانبه قرار می‌گیرد.

از سال سوم، یک چالش بزرگ، این است که راه‌هایی بیابیم که آموزش و تنبیه با هم گره نخورند.

ایجاد چنین فرهنگ آموزشی، مهم‌ترین، سخت‌ترین و متعالی ترین وظیفه مدیران هر پایه تحصیلی در مدرسه است. این یک تغییر شگرف در برنامه ریزی و اقدامات اجرایی بیشتر مدارس است.

ماهیت محیط کار، جامعه و تجربه های اجتماعی، به ما دیکته و القا می‌کنند که ما نیاز داریم تا آنجا که می‌توانیم یاد بگیریم، وگرنه زندگی و بقای ما به خطر خواهد افتاد.

در مدرسه کیفی مبتی بر تئوری انتخاب ترکیب روان‌شناسی مثبت نگر، آموزش مؤثر، مهارت‌های مدیریت و مداخله‌، یک رویکردِ موزونِ پایدار و برنده – برنده به خصوص برای مدیریت کلاس درس و به طور کلی در سیستمِ آموزشی ایجاد می کند.

                                                                                                                   

  منابع:

- کتاب مدرسه کیفی نوشته دکتر ویلیام گلسر

-  کتاب تئوری انتخاب در مدرسه نوشته دکتر علی صاحبی